طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

مشخصات بلاگ

در عصر حاضر سه مکتب طبی به طور عمده نفس می کشند:
طب قدیم!
طب جدید!
طب تلفیقی!
اکثر مطالبی که به اسم طب سنتی و طب قدیم در جامعه تبیین می شود در واقع طب تلفیقی هست!!!
اما بنده در اینجا فقط و فقط قصد دارم به ترویج طب قدیم که پایه ای وحیانی دارد بپردازم.
باشد که مقبول افتد!

نویسندگان

وظایف طبی طبیب از نگاه بوعلی

دوشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ۰۹:۳۰ ب.ظ

 

وظیفه طبیب آن است که از کیفیت یک حالت به علل پى برد و اگر نتواند بوسیله معاینه مقدماتى، چگونگى حالت را دریابد از حرفه خویش استمداد جوید و پرسش‏ها و پاسخ‏هاى زیر را در نظر گیرد:

آیا علت مورد نظر از عناصر است؟ در این صورت این عنصر در چه حدى مؤثر است؟

اگر مزاج علت آن است، کیفیت و کمیت آن کدام است؟ شاید هم این علت از اخلاط است که باز نوع خلط و اندازه آن (کیفیت و کمیت آن) کدام است؟ و یا اینکه علت از قواهاست و در این صورت اندازه آنها چقدر است؟ و آخر الامر ممکن است از ارواح باشد و در این حالت تا چه اندازه و در کجاست؟ پایدارى و تغییر هر حالتى که ممکن است بصورت علت در نظر گرفته شوند، باز لازم است مقدار آن معلوم شود. همچنین طبیب باید اندام‏ها و وظایف آنها را بوسیله تشریح و حس (بررسى و مطالعه و مشاهده) بشناسد و آنچه که لازم است طبیب در ذهن خود تصور نماید و بر آن دلیل بیاورد، بیمارى‏ ها و موجبات جزئى و علائم آن بیمارى‏ هاست و باید بداند که بیمارى چگونه برطرف مى‏ شود و تندرستى چگونه پایدار مى‏ ماند. بر طبیب است که در این سنجش‏ها دقیق باشد، معاینه ‏اش همه‏ جانبه باشد و دلیل نتیجه‏ گیرى‏ هاى خود را درباره بیماریهاى (علل) نهانى به تفصیل و صراحت بیان کند.[1][2]

 

 



[1] ( 17)- در اینجا اختلاف مختصرى در دو نسخه انگلیسى و عربى به چشم مى‏خورد و مطالبى که در نسخه انگلیسى آمده است براى خواننده مفهوم‏تر است، سه بند( پاراگراف) بالا را از متن انگلیسى نیز مى‏آوریم: طبیب باید برخى از آنها را بعنوان حقیقت بپذیرد.

این اصول که شالوده علم طب‏اند و از فیزیک( طبیعیات) مشتق شده‏اند و حقایق مسلم فیزیکى هستند، باید مورد قبول طبیب باشد. از سوى دیگر برخى موضوعات دیگرى در طب وجود دارند که باید از طریق منطق و استدلال پذیرفته شوند. بدین ترتیب طبیب باید مطالب اصولى را که زیربناى علم طب‏اند بصورت امرى مسلم بداند و درصدد اثبات وجود آنها نباشد. در تمام شاخه‏ها و رشته‏هاى ثانویه علوم این اصول بصورت یک« پیش‏دانش» پذیرفته مى‏شود و فقط در شاخه‏هاى اصلى و نخستین دانش است که بر روى این اصول از طریق علم منطق و استنتاج بحث مى‏شود و اثبات آنها در حوزه فلسفه اعلى یا مابعدالطبیعه وارد مى‏شود. اگر طبیب نامدارى(eminent physician ) از طریق علم منطق و استدلال و استنتاج درصدد اثبات وجود عناصر، اخلاط، و موضوعات دیگرى از این‏گونه که بصورت اصول علمى از فیزیک مشتق شده‏اند- برآید، دو اشتباه مرتکب شده است:

نخست آنکه مطالبى را وارد علم طب کرده است( منطق) که متعلق به طب نیست و-- دیگر آنکه او بر این تصور است که کمک و مساعدتى در اعتلاى علم طب کرده است که در حقیقت چنین نیست. موضوعاتى که باید به عنوان اصول، بدون استدلال و برهان، پذیرفته شوند عبارتند از:

عناصر اربعه، وجود مزاجها و انواع آنها، اخلاط، انواع و موضع آنها، قوا، انواع و موضع آنها، ارواح، انواع و موضع آنها، و این قانون کلى که یک حالت بدون موجب و علت نمى‏تواند تغییر کند یا نیست شود، و انواع آن علتها.

موضوعاتى که لازم است از طریق مشاهده و تجزیه و تحلیل پذیرفته شوند اندامها و وظایف آنها است. موضوعاتى که ذکر مى‏شوند باید با برهان و استدلال آموخته شوند: بیماریها، علتهاى ویژه آنها، نشانه‏ها و طرق حفظ سلامت و علاج بیماریها. از موضوعاتى که مذکور افتاد برخى کاملا عیان نیستند و باید با توسل بمرجع کمیت و زمان و بهره‏گیرى از استدلال کاملا توصیف شوند.

[2] ابن سینا، حسین بن عبد الله - مترجم: شرفکندى، عبد الرحمن، قانون (ترجمه شرفکندى)، 8جلد، سروش - تهران، چاپ: دهم، 1389 ه.ش.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی