طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

مشخصات بلاگ

در عصر حاضر سه مکتب طبی به طور عمده نفس می کشند:
طب قدیم!
طب جدید!
طب تلفیقی!
اکثر مطالبی که به اسم طب سنتی و طب قدیم در جامعه تبیین می شود در واقع طب تلفیقی هست!!!
اما بنده در اینجا فقط و فقط قصد دارم به ترویج طب قدیم که پایه ای وحیانی دارد بپردازم.
باشد که مقبول افتد!

نویسندگان

امزجه

يكشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۲۷ ق.ظ

تعلیم سوم- در بیان مزاج‏ها و آن در سه فصل است.

فصل اول- مزاج‏

گویم: مزاج‏ عبارت از چنان کیفیتى است که از واکنش متقابل اجزاى ریز مواد متضاد بوجود مى‏ آید. در این واکنش متقابل، بخش زیادى از یک یا چند ماده با بخش زیادى از ماده یا مواد متخالف باهم مى ‏آمیزند، برهم تاثیر مى‏ کنند و از این آمیزش کیفیت متشابهى حاصل مى‏شود که آن را مزاج نامیده‏اند.

همچنانکه در بحث مربوط به ارکان یادآور شدیم، قواى اولیه عناصر عبارتند از عنصر گرمى، سردى، ترى‏ و خشکى و بیان شد که مزاج‏ها در اجسام کائنه فاسده‏(اجسام زمینى- جهان مادى) نتیجه واکنش متقابل این عناصر است‏ و این مزاج‏ها بحسب تقسیم عقلى بطور مطلق و بدون رعایت نسبیت بر دو قسم‏اند:

1- مزاج معتدل: مزاجى است که در آن مقادیر کیفیات متضاده در ترکیب متساوى و متقاوم باشند و این مزاج تحقیقا کیفیت متوسط بین آنهاست.

«و مزاج منقسم مى‏شود برحسب قسمت عقلى بدو قسم: یکى معتدل و دیگرى غیر معتدل. معتدل نیز دو نوع است، معتدل حقیقى و معتدل فرضى. معتدل حقیقى آن است که مقادیر کیفیات و کمیات آنکه ضد یکدیگرند در مرکب برابر باشند که در این صورت آن را مزاج معتدل حقیقى نامند. و اگر خارج از اعتدال حقیقى باشد، آن را معتدل فرضى گویند.

نوع اول مزاج وجود خارجى نمى‏تواند داشته باشد، بلکه چیزى که نزد حکیمان معتدل خوانده مى‏شود، معتدل فرضى است که آن بهترین مزاجهاست و هشت وجه مختلف دارد».

2- مزاج نامعتدل: مزاجى است که در حد وسط بین کیفیات متضاده قرار نداشته باشد یعنى به یکى از آنها گرایش بیشترى داشته باشد. این گرایش یا به سوى یکى از دو کیفیت متضاد سردى و گرمى و یا ترى و خشکى است، و یا به سوى دوتا از آنهاست (یا بسوى یکى از این کیفیات چهارگانه و یا دوتا از آنهاست). نتیجه این گرایش به هم خوردن اعتدال است.لیکن در صنعت طب ملاک اعتدال یا خروج از اعتدال نه این است و نه آن. طبیب باید این را بطور مسلم بداند که مزاج معتدل بمعناى یاد شده اصلا وجود ندارد تا چه رسد به مزاج انسان و یا اندام او. و باید دانست که لفظ «اعتدال» در اصطلاح طبیبان مفهوم تعادل یعنى هم‏وزنى و برابرى کامل را نمى‏دهد، بلکه این واژه بمفهوم عدالت در تقسیم، یعنى هرکس آنچه سزاوارش است یا بهرکسى آنچه لایق اوست مى‏دهند، بکار مى‏رود.

مفهوم اعتدال مزاج در اصطلاح طبیبان کیفیت بدن و یا اندامى است که در آن عناصر درهم آمیخته از لحاظ چندى و چونى، با چنان سهم عادلانه‏اى شرکت کرده باشند که مزاج نیازمند آن است. اگر آن عناصر مورد نیاز مزاج و سهم عادلانه‏اى که از آن برخوردار است، به «اعتدال» در مفهوم لغوى آن، بسیار نزدیک شده باشد، باز اعتدال در انسانها متفاوت است، زیرا ممکن است انسانى از انسان دیگر معتدل المزاج‏تر باشد و اعتدالى که در یکى صادق است نصیب دیگرى نشده باشد.

اعتدال مزاج داراى هشت وجه است. قبل از شروع به شرح وجوه هشتگانه، سنجش و برآوردى درباره چگونگى اعتدال بعمل مى‏آوریم:

1- سنجش و برآورد نوعیت با آنچه که مخالف آن است و این یکى در آن وجود ندارد.

2- سنجش نوعیت با آنچه که مخالف آن است و این یکى در آن وجود دارد.

3- سنجش و برآورد یک صنف از نوع با آنچه که مخالف آنها است و این مخالف در آن صنف و آن نوع وجود ندارد.

4- سنجش و برآورد یک صنف از نوع با آنچه که مخالف آنهاست و در آن صنف وجود دارد.

5- سنجش و برآورد یک فرد از یک صنف و از یک نوع با آنچه که مخالف آن شخص‏یا صنف و یا نوع مزبور است و در آن‏ها وجود ندارد.

6- سنجش و برآورد آنچه که با حالات نفسانى شخص مخالف است.

7- سنجش و برآورد یک عضو با آنچه که مخالف آن است و در آن وجود ندارد.

8- سنجش و برآورد حالت یک اندام با آنچه در او وجود دارد.

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی