طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

مشخصات بلاگ

در عصر حاضر سه مکتب طبی به طور عمده نفس می کشند:
طب قدیم!
طب جدید!
طب تلفیقی!
اکثر مطالبی که به اسم طب سنتی و طب قدیم در جامعه تبیین می شود در واقع طب تلفیقی هست!!!
اما بنده در اینجا فقط و فقط قصد دارم به ترویج طب قدیم که پایه ای وحیانی دارد بپردازم.
باشد که مقبول افتد!

نویسندگان

درباره تندرستى و بیمارى و ناگزیرى مرگ‏ (1)

چهارشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۰۵ ب.ظ

باید بدانى که علم طب را دو رشته است: رشته نظرى و رشته عملى. هر دو رشته خود علم و نظر هستند. آنچه نظرى نامیده مى ‏شود رشته‏اى است که تنها دانستن دستور و آراء را یاد مى‏ دهد و کارى به شناخت بکار بستن آن ندارد، مانند رشته‏ اى که از آن مى ‏توان حال مزاج و خلط ها و نیروها را یاد گرفت و انواع بیمارى‏ ها و عوارض بیمارى‏ ها و عوامل آنها را شناخت. رشته دیگر علم طب چگونگى به کار بستن دانستنى ‏ها و دستور العمل ‏ها است، مثلا به تو یاد مى ‏دهد چگونه بهبودى تن را نگاهدارى و یا فلان بیمارى را چگونه چاره ‏جوئى کنى.

نه ‏پندار که رشته عملى دست بکار زدن و به عمل آوردن است، بلکه این رشته تنها دانش اسلوب بکار بردن است. و مى‏ دانى که در گذشته هم این موضوع را به شما شناساندیم.

اکنون که در بخش اول و دوم بطور کلى از بحث درباره رشته نظرى فراغت یافتیم، برآنیم که در دو بخش آینده بطور عمومى در زمینه رشته عملى توضیحاتى دهیم. گوئیم:

رشته عملى طب را دو بخش است:

1- دستور حفظ الصحه یعنى اینکه چگونه بهبودى بدن را نگه داریم و نگذاریم خللى در تندرستى ایجاد شود.

2- دستور چاره ‏سازى یعنى اینکه چگونه تن ناسالم را بهبودى بخشیم. این علم را علم علاج خوانده ‏اند.

و اینک ما در زمینه این بخش بیان مختصرى داریم و مى‏ گوئیم:

اساس هستى: سرآغاز تکوین ما از دو ماده اصلى است که یکى منى مرد است که اگر درست ‏تر بگوئیم کارگزار آفریدگار است و دیگرى منى زن و خون حیض اوست که نیابت ماده با اوست. این دو گوهر، در روانى وترى همکار و دم سازند و بعدا هریک کار ویژه خود را دارند. مزاج آبى و خاکى در خون و منى زن بیشتر از آن مرد است. هوا و آتش در منى‏مرد بیش از آن زن است. از این روى بایسته همین بوده است که بند آمدن این دو گوهر براساس نمناکى باشد و هریک از خاکى و آتشى در این بین دست بکار شوند و نمونه هستى را قوام بخشند.

خاک که سخت و سخت آفرین است نمناک بند آمده را سختى لازم بخشیده است و آتش که کارش پخته کردن است دست ‏به دست خاکى داده است و جرم مرطوب را چنانکه باید و شاید سختى و پختگى داده است. لیکن سخت‏ اندامى در اینجا نه آن‏ چنان است که شبیه سنگ و شیشه باشد و چیزى از آن تحلیل نرود و یا آنچه تحلیل مى‏ رود آن‏قدر ناچیز باشد که احساس نشود و زمان متمادى از آسیب و عوارض در امان و بنائى خلل ‏ناپذیر باشد. آرى تن ما به سختى سنگ و شیشه نیست و از دو راه گزند و آسیب بدان راه مى ‏یابند، راهى از درون و راه دیگرى از بیرون.

عارضه آسیب‏ بخش درونى، تحلیل رطوبتى است که سرمایه آفرینش ماست و این عمل گداختن بطور تدریجى صورت مى ‏پذیرد.

آسیب ‏رسان دومى، گندیدن و تباه شدن رطوبت است که از یارى زندگى درمى‏ ماند.

این عارضه دوم با اولى تفاوت دارد، هرچند گزندى که از تعفن مى ‏رسد سرانجام به خشکانیدن مى ‏انجامد و رطوبت را به چنان تباهى مى ‏کشاند که به درد کارگاه تن و اندام نمى ‏خورد و بر اثر گندیدگى به تحلیل مى ‏رود. تعفن در مرحله آغازى رطوبت ‏بخش است و بعد رطوبت را مى ‏گدازد و از بین مى ‏برد و خشک خاکسترى از خود بر جاى مى ‏گذارد.

این دو عامل آسیب‏ رسان که ذکر شد غیر از عوامل گزندآورى مانند سرماى منجمد کننده، زهرها، گسستگى ‏هاى کشنده و سایر بیماری ها هستند که از علل دیگر ناشى مى ‏شوند.

لیکن دو نوع آسیب‏ رسان مورد نظر که در بالا نام بردیم در گرمى بخشیدن بالاتر از همه هستند و سزاوار است که در نگهدارى بهبودى روى آنها حساب کنیم.

هریک از دو آسیب گرم ‏کننده و تحلیل برنده داراى عوامل بیرونى و درونى هستند:

عوامل بیرونى از قبیل هواى گدازنده تعفن‏ آور است و عوامل درونى از قبیل گرماى غریزى است که در وجود ماست و رطوبت‏ هاى ما را تبخیر مى‏ کند و مشابه گرماى بیگانه ‏اى است که بوسیله غذاها در ما بوجود مى ‏آید و گندیدگى از آن سرمى‏ زند. همه این عوامل در خشکانیدن ما همکارى مى‏ کنند.

نخستین مراحل تکمیل و رسائى و نیروى کنش‏ دهنده ما بوسیله خشکى زیاد صورت مى‏ پذیرد و خشکانیدن تا مراحل نهائى دوام مى ‏یابد. پس خشکیدن براى ما مسئله حیاتى است و از بودن خشکى ناگزیر هستیم. در آغاز در منتهاى رطوبت هستیم و گرما باید حتما بر آن چیرگى یابد وگرنه در آن حبس مى‏ شود. پس گرما همواره دست ‏اندرکار است و بطوردائم به خشکانیدن رطوبت مى ‏پردازد.

  • سعید !!!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی