طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

مشخصات بلاگ

در عصر حاضر سه مکتب طبی به طور عمده نفس می کشند:
طب قدیم!
طب جدید!
طب تلفیقی!
اکثر مطالبی که به اسم طب سنتی و طب قدیم در جامعه تبیین می شود در واقع طب تلفیقی هست!!!
اما بنده در اینجا فقط و فقط قصد دارم به ترویج طب قدیم که پایه ای وحیانی دارد بپردازم.
باشد که مقبول افتد!

نویسندگان

محمّد حسین عقیلى‏ کیست؟

شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴، ۱۲:۵۷ ب.ظ

« محمّد حسین عقیلى» که گاه از او به سید محمّد حسین خان، میر محمّد حسین خان بهادر و محمّد حسین بن محمّد هادى عقیلى علوى نیز تعبیر مى‏ شود، از مشهورترین طبیبان ایرانى ساکن شبه قاره هند بوده است.

سال تولد وى در تاریخ ثبت نشده است. محل تولد وى به نیز درستى معلوم نیست. او گاهى به توصیف محل ه‏اى از ایران- مثل رکن آباد شیراز مى‏ پردازد که این نشان‏گر حضور او در ایران بوده، ولى در عین حال نمى‏ توان اقامت او و نیز گزارش ‏هایى را که از هندوستان نقل مى‏ کند نادیده گرفت.

بررسى زندگى وى نیازمند احاطه بر کتب او، اطلاع دقیق از اساتید او و میزان تأثیرپذیرى او از گذشتگان و تأثیرگذارى او بر آیندگان است.

او در خانواده‏اى زندگى مى‏ نموده که همگى آن‏ها از بزرگان عرصه طب در روزگار خود بوده ‏اند. عقیلى از تجربیات استاد خود، علوى خان، پدر و دیگر اقوام خود استفاده ‏هاى فراوان برده و در جاى جاى کتب خود این تجربیات را نقل کرده است.

از استادانى که وى به ارادت آنان تصریح نموده، شخصى به نام میر محمّد على حسینى است که وى به اشارت این استاد دست به تألیف« مجمع الجوامع» زده است. البته گزارشى از زندگانى او در تاریخ نقل نشده است و به نظر مى‏ رسد این فرد استاد معنوى مؤلف بوده نه استاد او در علوم پزشکى.

از دیگر اساتید عقیلى اطلاع دقیقى در دسترس نیست. هر چند وى از اطباى فراوانى در کتب خویش یاد مى‏ کند و این امر نشان‏گر آن است که وى به طور مستقیم یا مع الواسطه از خرمن اساتید فراوانى خوشه ‏چینى نموده است. از جمله این افراد مى ‏توان به حکیم محمّد باقر فرزند حکیم عماد الدین محمود شیرازى، حکیم صالح خان، حکیم داود خان و حکیم لطف الله خان- که هر سه دایى علوى خان‏ اند-، حکیم محمّد رضا و حکیم احمد موسوى- که هر دو فرزندان حکیم سلیمان‏ اند- و حکیم محسن خان فرزند حکیم صالح خان اشاره کرد.

کتب عقیلى بیان کننده ارزش و جایگاه علمى او هستند. کتاب‏ هاى بر جا مانده از او شاید از مفصل‏ترین کتب بر جا مانده در زمینه طب سنتى باشد.

به هر حال، این آثار به عقیلى نسبت داده شده است:

1.« دستور شفایى».

2.« قرابادین صغیر». این کتاب اکنون به دست ما نرسیده، ولى مؤلف خود به چنین اثرى تصریح مى ‏کند.

3.« خلاصة الطب» که بنا بر آنچه مرحوم آقا بزرگ احتمال داده این اثر همان خلاصة الحکمه است.

4.« زبدة النکات فى شرح الکلیات».

5. رساله ‏اى در باب طحال اطفال.

6. رساله ‏اى در باب حجامت.

7. رساله ‏اى در باب حصبه و جدرى و حمیقا.

8. رساله عرق مدنى.

9. رساله‏ اى در باب جنین.

10. کتابى درباره معالجه ذات الریه اطفال.

11. معالجات( عربى).

از مجموع این یازده اثر تنها« خلاصة الطب و زبدة النکات» به دست ما رسیده و از حال بقیه آثار خبرى گزارش نشده است.

12. معالجات( فارسى): این کتاب که پس از قرابادین کبیر تألیف شده، بخشى از موسوعه مجمع الجوامع است.

13. ذخائر التراکیب یا قرابادین کبیر: این کتاب اولین بخش نگاشته شده از موسوعه مجمع الجوامع است که در سال 1195 ق نگاشته شده است.

14. مخزن الأدویه و تذکره اولى النهى.

15. خلاصة الحکمة.

چهار اثر اخیر همه به چاپ رسیده و در دسترس است.

سال وفات، محل در گذشت و خاکسپارى او در تاریخ گزارش نشده است.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی