طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

مشخصات بلاگ

در عصر حاضر سه مکتب طبی به طور عمده نفس می کشند:
طب قدیم!
طب جدید!
طب تلفیقی!
اکثر مطالبی که به اسم طب سنتی و طب قدیم در جامعه تبیین می شود در واقع طب تلفیقی هست!!!
اما بنده در اینجا فقط و فقط قصد دارم به ترویج طب قدیم که پایه ای وحیانی دارد بپردازم.
باشد که مقبول افتد!

نویسندگان

۳۰ مطلب با موضوع «گیاه شناسی» ثبت شده است

چاى‏ خطایى‏

به فتح جیم عجمى و الف و یا و فتح خاى معجمه و فتح طاى مهمله و الف و کسر همزه و یا و صحیح به تاى مثناة فوقانیه است نه طاى مؤلفه.

ماهیت‏ و سبب اطلاع بر آن: حکیم میرزا قاضى در رساله خود نوشته که سبب معرفت و شناخت چاى چنان بوده که پادشاهى از پادشاهان چین بر یکى از خواص خود خشم گرفته آن را از ملک خود اخراج نمود آن شخص در جنگلها و بیشه‏ها و کوهها مى‏گشت و زرد و علیل و ضعیف گشته بود روزى از غایت گرسنگى بر اطراف کوهى مى‏ گشت گیاهى دید آن را غذاى خود ساخت در اندک مدتى آثار صحت و حسن صورت در خود مشاهده نمود و کمال قوّت در خود یافت در شهر آمده با یکى از مقربان پادشاه احوال خود را نقل کرد و آن شخص به حضور پادشاه عرض نمود پادشاه به احضار اوامر فرمود

  • سعید !!!

ارز{1}

سرى فرکوادت‏[2] گوید کرنج‏[3] از دو گونه است: سپید و سرخ، اما سپید گرم و خشک است اندر میانه ‏ى درجه ‏ى اول و سرخ گرم و خشکست اندر اول درجه ‏ى دوم، و آنچه سپید باشد بیشتر بکار دارند زیرا که به اعتدال نزدیک ترست، و معده را قوّت دهد، و طبیعت ببندد(قابض) بستنى معتدل، و چون باشیر بپزند غذایى شود سخت نیکو، زیرا که ترّى شیر با خشکى کرنج بیامیزد و معتدل گردد، و کرنج بشیر پخته سحج‏[4] و ریشهاى رودگانى‏[5] را سود دارد، و چون کرنج خرد بسایند و با آب خربزه بخویسانند[6] و در روى مالند کلف‏[7] و برش‏[8] ببرد و میان حکماى هند و روم خلافست، در کرنج و گندم. حکماى هند کرنج را بر گندم تفضیل دادند به بسیارى خصلت هاى پسندیده. یکى آنکه در وى قبضى هست و هرانچه در وى قبض باشد معده را قوّت دهد، و احشاى مردم را قوى دارد، و عالم متّفقست بر آنچه در کرنج قبضست. و در گندم نرمى، و بوى دهان خوش گرداند و معده قوى دارد و زود متغیّر نگردد چون گندم، و اگر او را در پوست بگذارند جایى که نم بدو نرسد، ابد الدّهر بماند،

  • سعید !!!

ارُزُّ:

معرَّب از اوریز یونانى است و به فارسى، برنج نامند.

در دوّم، خشک و در حرارت و برودت، معتدل. و بالخاصیت، در محرور المزاج، حرارت و در بارد المزاج، برودت احداث مى ‏کند. و ظاهرا به جهت این تأثیر، قدما و اکثر متأخرین، مرضى را مزوَّره از برنج نفرموده ‏اند و مخصوص اصحا(افراد سالم) دانسته ‏اند؛ چه در مرضى، احداث کیفیت متضاده و در اصحا، کیفیت متوافقه، شرط است. و حکماى هند، متفق ‏اند بر آن که او، باعث طول عمر و صحت بدن است

  • سعید !!!

ارز

به ضم همزه و راى مهمله و زاى معجمه معرب اورزاء و اوریز یونانى است و به سریانى روزى و به عربى ثمن و به فارسى برنج و به تورانى کرنج و به هندى چاول نامند.

ماهیت آن‏: گیاه آن مانند جو و گندم و برگ‏ ها و ساق آن بلندتر و نرم ‏تر و منبت آن یعنى محل زراعت آن زمین‏ هاى نم ناک و جاهایى که در آن آب باشد و یا آنکه آب بسیار به آن برسد مانند آب چشمه و رودخانه و باران و قنوات و بلندى گیاه آن در اکثر بلاد تا به یک قامت و در بنگاله تا به دو قامت مى ‏رسد و در دو فصل آن را زراعت مى‏ نمایند یکى پیش از موسم باران که برسات نامند و آن هنگام بودن آفتاب در ثور تا اواخر جوزا است که با آب باران آنچه در زمین هاى بلند است نشو و نما یابد و آنچه بر زمین هاى پست است مانند غدیرها که به هندى جهیل نامند و کنارهاى دریا و به طغیانى آب ها و سیلاب ها هر مقدار که آب بلند مى ‏شود آن نیز بلند مى ‏شود و مادام که سر گیاه و خوشه‏ هاى آن بیرون از آب است آن را خوفى و ضررى نیست هر مدت که باشد و اگر احیاناً دفعتاً آب طغیانى کند و یا سیلاب عظیمى آید که تمام آن را بپوشد و غرق نماید و به زودى از زیر آب بر نیاید فاسد و پوسیده مى‏ گردد و بهترین برنج ها و اماکنى که در آنها خوب مى‏ شود بلاد هند است خصوصاً پشاور و کمون بندر سورت و بانس بریلى که مابین شاه‏ جهان ‏آباد و لکنهور است

  • سعید !!!

أرز (برنج):

دانه ‏اى است مشهور. مزاج: گرم و خشک است و خشکى آن از گرمى آشکارتر است.

لیکن برخى گویند از گندم گرم ‏تر است. خاصیت درمانى: برنج غذاى خوبى است و کمى به خشکى مایل است. اگر برنج را با شیر و روغن بادام بپزند نیروى غذایى آن بیشتر و بهتر گردد و دیگر خشکاننده و بندآورنده نیست بویژه اگر برنج‏ را شبى در آب سبوس بخیسانند. برنج‏ به کندى سردى دهد و براى جلا دادن خوب است. اندامان دفعى: برنج‏ آب‏پز تا حدى قبض‏ کننده است. شیربرنج آب پشت را زیاد کند. و قبوضیت ندارد. مگر آنکه آن را در پوسته بسیار بجوشانند. و آب آن را بخار کنند. اگر برنج را در آب سبوس بخیسانند این قبوضیت را بکلى از دست مى‏ دهد.

  • سعید !!!

مطالب زیر به وسیله ی لیست انتشار در واتساپ برای افرادی خاص فرستاده می شود که از امروز همون مطالب رو برای وبلاگی های عزیز هم میذارم

 

با سلام مجموعه مطالب "دارو در منزل"

زنجبیل‏

به فتح زاى و سکون نون و فتح جیم و کسر باى موحده و سکون یاى مثناة تحتانیه و لام به هندى تر تازه آن را ادرک و خشک آن را سونته نامند و سندهى نیز گویند.
ماهیت آن: بیخى (ریشه)است معروف نبات آن شبیه به نبات شقاقل و از آن کوچکتر و برگ‏هاى آن باریک طولانى بقدر یک شبر و زیاده و بى‏گل و ثمر و در مازندران نیز به هم مى ‏رسد و در بلاد هند و دکهن و گجرات و بنگاله بسیار مى ‏شود و همیشه تازه آن به هم مى‏ رسد و کوهى و دشتى نیز مى‏ باشد کوهى آن بزرگتر هم در بیخ و هم در گیاه و زنجبیل بى‏ ریشه سفید خشک را به هندى ستهوه نامند و این بهترین همه است و از چین که مرباى زنجبیل مى‏ آرند دانه ‏هاى بزرگ و بالیده و نهایت بى‏ ریشه که مانند آن هیچ جا نمى ‏شود.
طبیعت: تر و تازه آن در سیّم گرم و در اول خشک و خشک آن در دویّم خشک و با رطوبت فضلیه.
افعال و خواص آن: مقوى قوّت حافظه و هاضمه و معده و کبد و مفتح سده جگر و مبهى و محلل ریاح غلیظه معده و امعا و

  • سعید !!!

 

عسل

عسل بخاری است که از زمین بالا رود و در فضا پخته گردد و شبنم مانند پرمایه است و فرود آید و بر برگ گل و غیره نشیند و انگبین بوجود آورد . گاهی انگبینی شود که ما آنرا عسل گوییم چنانکه در کوهساران قصران بدست می آید . و گاهی که  شبنم بردرخت و سنگ نشیند گزانگبین پیدا است . گزانگبین آن قسمت از این شبنم بندآمده است که مردم می بینند و می چینند . اما آن قسمتی که بسیار لطیف و نادیدنی است قسمت و نصیب زنبور است که از عسل می سازد .به عقیده ام هر چند زنبور این شیره را برای خوراک خود برچیند و انبار می کند اما در ساختن عسل تاثیرات ویژه ای دارد . نوعی از عسل هست که تند مزه و سمی است .

  • سعید !!!

مطالب زیر از کتاب قانون بوعلی سینا جلد2 گرفته شده است که در آن حکیم بوعلی سینا به بیان خواص مواد می پردازد

 

شیر ( لبن ) : گوهر شیر ترکیبی است از آبی و پنیری و چربی .در شیر گاو چربی زیاد است .شیر شتر بسیار رقیق و چربی و پنیری اش از شیر گاو کمتر است . شیر ماچه خر نیز رقیق و کم چربی است . شیر بز معتدل است ، شیر گوسفند پر مایه و چرب است . شیر گاو از شیر گوسفند چرب تر و پرمایه تر است .شیر بز پرمایه است . شیر مادیان همچون شیر شتر رقیق و آبکی است .

گزینش : بهترین شیر برای آدمی شیر پستان زن است . بهترین شیر نوشیدنی آن است که از پستان بمکند یا همینکه دوشیده شد بخورند –

شیر بسیار خوب آن است که رنگش بسیار سفید ، قوامش معتدل و قطره اش بر ناخن نلغزد و باقی بماند . حیوانی که شیر از او می دوشند از گیاه ارزنده و خوب چریده باشد . در شیر مزۀ مایل به ترشی و تلخی و تندی یا بوی بیگانه و گند حس نشود. باید شیر را همینکه دوشیدند بکار برند و نگذارند تغییر یابد . و نباید پنداشت هر حیوانی که مدت حاملگی اش از مدت بارداری زن بیشتر یا بسیار کمتر باشد شیرش خوب نیست . اما هرچه نزدیک به این مدت باشد مناسب تر است مانند شیر گاو که از سایر شیرها بهتر است .
مزاج :مواد آبکی شیر کم و چربی آن معتدل است و کمی گرایش به گرمی دارد .شیر ترش (ماست )سرد و خشک است .

  • سعید !!!

 

شلغم

دیسقوریدوس گوید : شلغم بیابانی و کاشتنی دارد . شلغم بیابانی شاخه های بسیار دارد و در ویرانه ها روید و به درازی یک ذرع بالا می آید و ساقه اش صاف و برگها صاف و به پهنای انگشت شست پا کمی زیادترند . همچون باقلی ثمرش در نیامک است و چون باز شد نیامکی دیگر پدید آید که تخمهای سیاهرنگ ریز در آن است و تخم را بشکنی داخلش سفید است . در علاج سرمایی که خلطهای فروشده را ببار آورده نافع است . و از داروهای تنقیه کننده مانند داروهایی ساخته از آرد لوبیا گرگی و غیره از قبیل آرد گندم و باقلی و گاودانه است. نوعی دیگر از شلغم هست که از شلغم نامبرده کم غذا تر است و اگر قبل از سم تخم آنرا خودره باشند تاثیر سم را خنثی می کند .

  • سعید !!!


مطالب زیر از کتاب قانون بوعلی سینا جلد2 گرفته شده است

 

سیر

سیر چندین نوع است :سیرکاشتنی که مشهور است .سیر گندنایی که قوتش مرکب از قوت سیر و قوت گندنا است .
سیر بیابانی تلخ و گیرنده است و آن را سیر مار هم می گویند .
مزاج :در سوم گرم و خشک و این گرمی و خشکی تا چهارم هست و سیر بیابانی بیشتر از این است .
خاصیت :ملین ، بسیار بادشکن ، قرحه  پوست . از تغییر دادن آب مفید است .
آرایش :سیر را با آب پز پونه کوهی بخورند و بر تن بمالند شپش و رشک را ریشه کن می کند .خاکستر سیر را با عسل مخلوط کنند .بهک

  • سعید !!!