طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

مشخصات بلاگ

در عصر حاضر سه مکتب طبی به طور عمده نفس می کشند:
طب قدیم!
طب جدید!
طب تلفیقی!
اکثر مطالبی که به اسم طب سنتی و طب قدیم در جامعه تبیین می شود در واقع طب تلفیقی هست!!!
اما بنده در اینجا فقط و فقط قصد دارم به ترویج طب قدیم که پایه ای وحیانی دارد بپردازم.
باشد که مقبول افتد!

آخرین نظرات
نویسندگان

بحث درباره زنان باردار، بویژه آنهائى را که به زمان زایمان نزدیک مى‏ شوند به گفتارهاى جزئى (اختصاصى) احاله مى‏ کنیم. اینک به مراقبت کودک معتدل المزاج مى‏ پردازیم:

گروهى از دانشمندان گفته ‏اند: وقتى نوزاد بدنیا آمد، قبل از هر چیز باید ناف او را بفاصله چهار انگشت برید و بخش بریده را با پشمى پاکیزه که به نرمى تاب داده شده است بست تا طفل آزارى نبیند و بعد پارچه ‏اى که به روغن زیتون اندوده است بر آن نهاد. همچنین توصیه شده است که مخلوطى به نسبت برابر از زردچوبه (عروق الصفر)، خون سیاوشان، انزروت، زیره، چوبک اشنان، مر کوبیده بر ناف او پاشیده شود و تن نوزاد با آب نمک رقیق اندوده گردد تا سطح و لایه پوست سخت و نیرومند شود. بهترین نمک‏ها براى این منظور نمکى است که مقدارى شادنه، کوشنه، شنبلیله، مرزه و سماق با آن مخلوط کرده باشند، و نباید آب نمک‏ دار به بینى و دهان برسد.

  • سعید !!!

گرما از اندازه رطوبت که در آغاز بیشتر از حد اعتدال است مى‏ کاهد و به اعتدالش درمى ‏آورد. پس از آنکه تن بوسیله خشکى و حرارت بحال اعتدال رسید خشکانیدن بیشتر از اندازه قبلى مى‏ گردد، زیرا ماده (ماده رطوبت) کمتر شده است و تبخیرپذیرتر گردیده است و بدیهى است که در این حالت، خشکانیدن زیادتر از حال اعتدال مى‏ شود و بطور روزافزون بیشتر مى‏ گردد تا رطوبت‏ ها را بکلى از بین ببرد. مى‏ توان گفت که گرماى غریزى در چنین حالتى آتش خویش را بدست خود خاموش مى‏ کند و وجود را از کار مى‏ اندازد. در این حالت به چراغى مى‏ ماند که بواسطه بى ‏روغنى، خودبخود خاموش مى ‏گردد.

هر قدر خشکانیدن بیشتر باشد گرمى نیز بیشتر کاهش مى ‏یابد. پس در مقدار حرارت همواره کوتاه آمدنى هست و این کوتاه آمدن، ما را تا سرحد نابودى مى‏ کشاند. رطوبت از دریافت مقدار برابر تبخیر شده کوتاه مى ‏آید و خشکانیدن دو سره مى ‏شود: از طرفى بهیچ وجه بر رطوبت افزوده نمى‏ شود و از طرف دیگر حرارت در تبخیر و تحلیل رطوبت دریغ نمى ‏ورزد و سرانجام خشکى بر گوهر اندام ‏ها چیره مى‏ گردد.

  • سعید !!!

باید بدانى که علم طب را دو رشته است: رشته نظرى و رشته عملى. هر دو رشته خود علم و نظر هستند. آنچه نظرى نامیده مى ‏شود رشته‏اى است که تنها دانستن دستور و آراء را یاد مى‏ دهد و کارى به شناخت بکار بستن آن ندارد، مانند رشته‏ اى که از آن مى ‏توان حال مزاج و خلط ها و نیروها را یاد گرفت و انواع بیمارى‏ ها و عوارض بیمارى‏ ها و عوامل آنها را شناخت. رشته دیگر علم طب چگونگى به کار بستن دانستنى ‏ها و دستور العمل ‏ها است، مثلا به تو یاد مى ‏دهد چگونه بهبودى تن را نگاهدارى و یا فلان بیمارى را چگونه چاره ‏جوئى کنى.

نه ‏پندار که رشته عملى دست بکار زدن و به عمل آوردن است، بلکه این رشته تنها دانش اسلوب بکار بردن است. و مى‏ دانى که در گذشته هم این موضوع را به شما شناساندیم.

اکنون که در بخش اول و دوم بطور کلى از بحث درباره رشته نظرى فراغت یافتیم، برآنیم که در دو بخش آینده بطور عمومى در زمینه رشته عملى توضیحاتى دهیم. گوئیم:

  • سعید !!!

شست‏شوى بدن با آب سرد براى کسانى مناسب است که از هر حیث تندرست باشند و سن، نیرو و هیئت‏شان نیز براى این کار مناسب باشد. وقت شستشو با آب سرد نیز باید مناسب باشد.

براى کسانى که مبتلا به بیمارى تخمه، قى، اسهال، شب‏ بیدارى و انواع سرماخوردگى‏ ها هستند شست‏شو با آب سرد مطلوب نیست. این کار براى بچه ‏ها و پیران نیز شایسته نیست.

کسى که تن خود را با آب سرد مى ‏شوید باید وقتى این کار را انجام دهد که تن داراى نشاط است و جنبش‏ هاى آن کاملا طبیعى است.

  • سعید !!!


روى سخن ما با کسانى نیست که پاک و پاکیزه ‏اند و نیازى به گرمابه رفتن ندارند. گفتار ما با کسانى است که نیاز مبرم به استحمام دارند تا حرارت لطیف و ترى معتدل را براى مزاج خود کسب کنند. چنین کسانى نباید وقت زیادى را در گرمابه بگذرانند و وقتى در تشت حمام نشستند، آن‏قدر بنشینند که پوستشان به رنگ سرخ درآید و باد کند و وقتى بر اثر آب گرمابه شروع به تحلیل رفتن کردند از آن بیرون آیند. در هنگام شستشوى باید آب را پیرامون خود بپراکنند تا هوا را نمناک کند و باید هرچه زودتر خود را شست‏شو دهند و بیرون آیند. ورزش کار تا موقعى که کاملا نیاسوده است نباید به حمام رود. چگونگى گرمابه ‏ها و دستور رفتن به گرمابه را قبلا شرح داده ‏ایم. آنچه مى‏ خواهیم در اینجا توصیه کنیم این است که:

بر همه کسانى که بحمام مى ‏روند لازم است بتدریج داخل گرمابه شوند و در گرم خانه آن چندان بمانند تا مواد دفعى بگدازند و بدن آسایش یابد و براى غذا پذیرا باشد. ولى نباید چندان دیر کنند تا کسل شوند و توقف در حمام چنان طول نکشد که به ناتوانى رسند و سرانجام بر اثر ناتوانى به تب‏ هاى عفونى گرفتار آیند.

  • سعید !!!

مالش بر چند نوع است:

1- مالش سخت که اندام ‏ها را سختى مى ‏بخشد.

2- مالش نرم که اندام ‏ها را سست مى‏ گرداند.

3- مالش زیاد که انسان را لاغر مى‏ کند.

4- مالش معتدل که تن را فربهى مى ‏دهد.

اگر این چهار نوع مالش را باهم ترکیب دهیم نُه حالت مالش دادن بوجود مى ‏آید

که عبارتند از: مالش ‏هاى: سخت و نرم، سخت و زیاد، سخت به اعتدال، نرم زیاد، نرم به اعتدال که با چهار نوع اول جمعا نُه حالت مالش را بوجود مى‏ آورند.

5- مالش زبر که در آن بدن را با پارچه زبرى مالش مى‏ دهند تا خون بسرعت بسطح بدن بیاید.

  • سعید !!!

در موقع شروع ورزش تن باید پالائیده باشد و کیموس ‏هاى خام و ناپسند در اطراف احشاء و رگ ها نباشند تا ورزش آنها را در تن پراکنده نکند. غذاى وعده قبل از ورزش در معده و کبد و رگ‏ها باید هضم شده باشد و هنگام وعده غذاى دوم نزدیک باشد. علامت این حالت را از پختگى در هیئت و رنگ ادرار مى‏ توان شناخت. رنگ پختگى در ادرار نشانه آن است که غذا تازه هضم شده است، چه اگر غذا مدت زیادى مانده باشد و غریزه از تاثیر بر آن دست برداشته باشد و مزاج آتشى در ادرار زبانه بکشد و رنگش بیشتر از حالت طبیعى زرد شده باشد، انجام ورزش زیان مى ‏رساند زیرا نیرو را خسته مى گرداند. باین جهت گفته‏ اند: اگر به ورزش سخت بسیار نیازمندیم بهتر آن است که

  • سعید !!!

بین ورزش ‏هاى سخت و سریع باید استراحت وجود داشته باشد و یا ورزش سبکى در میان باشد. ورزشکار باید با انواع ورزش ‏ها آشنا باشد و تنها به یک نوع ورزش اکتفا نکند.

هر اندامى ورزش ویژه خود را دارد:

ورزش دست و پا که معلوم است- ورزش سینه و اندام‏ هاى تنفسى گاهى با صداى سنگین و کلفت و گاهى با صداى تند است. همین ورزش براى دهان و زبان کوچک و چشم نیز خوب است. این ورزش رنگ را زیبا و سینه را صاف مى ‏نماید.

فوت کردن و حبس کردن نفس (تنفس عمیق) ورزشى است براى تمام بدن و مجراها را فراخى مى‏ بخشد.

کلفت کردن صدا اگر بسیار زیاد طول بکشد خطرناک است. دوام زیاد صداى تند نیز که هواى بسیار را باید ضمن آن بدرون وارد کنى خطرناک است. درازناى شدن صداو دوام آنکه هوا را از تن خارج مى ‏سازد خطر در پى دارد. پس باید نخست با خواندن آهسته شروع کرد و بتدریج صدا را بلندتر کرد. اگر در زیرى و بمى و درازى صدا اعتدال زمانى رعایت شود بسیار مفید است. اگر زمان صدا زیاده از حد طول بکشد، براى تندرستان معتدل المزاج خطرناک است.

هر انسانى ورزش متناسب با حال خود را دارد: مثلا:

  • سعید !!!

1- طناب‏ کشى‏

2- کشتى آزاد

3- مشت‏ زنى‏

4- مسابقه دو

5- پایکوبى‏

6- تندروى‏

7- تیراندازى (از کمان)

8- پرش ارتفاع و خود را به چیزى آویزان کردن‏

9- بر یک پاى رفتن‏

10- شمشیربازى (مهارت نشان دادن در شمشیربازى، پرتاب نیزه)

11- سوارکارى‏

12- پرواز دادن دو دست: این بازى باین ترتیب است که شخص بر سر پنجه پا مى‏ ایستد و هر دو دستش را به عقب و جلو تکان مى‏ دهد و با سرعت هم تکان مى ‏دهد. این ورزش‏ ها جزو ورزش‏ هاى سریع است.

ورزش ‏هاى نرم و لطیف ازاین ‏قرارند:

13- تاب‏ بازى یا حرکت در ننو، در حال ایستاده یا نشسته یا دراز کشیده.

14- قایقرانى و راندن کشتى کوچک‏

ورزش‏ هاى زیر از تمام ورزش‏ هاى دیگر قوى‏ ترند:

  • سعید !!!

ورزش بر دو نوع است: اول ورزشى که خودبخود و بر اثر کار کردن (ورزش غیر ارادى) انجام مى‏ گیرد و دوم ورزش ویژه ‏اى که براى انجام آن حرکات صورت مى‏ گیرد (ورزش ارادى) و مراد از آن، فوائدى است که از حرکات مزبور بدست مى‏ آید و این ورزش بر چند قسم است:

ورزش کم، ورزش زیاد، ورزش سخت، نرمش، ورزش سریع، ورزش آهسته، ورزش معتدل از حیث سرعت و آهستگى (در سرعت به آهستگى)، ورزش معتدل از حیث آهستگى و سرعت (در آهستگى به سرعت)، ورزش معتدل بین سریع و آهسته و سخت و نرم و کم و زیاد.

  • سعید !!!