طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

مشخصات بلاگ

در عصر حاضر سه مکتب طبی به طور عمده نفس می کشند:
طب قدیم!
طب جدید!
طب تلفیقی!
اکثر مطالبی که به اسم طب سنتی و طب قدیم در جامعه تبیین می شود در واقع طب تلفیقی هست!!!
اما بنده در اینجا فقط و فقط قصد دارم به ترویج طب قدیم که پایه ای وحیانی دارد بپردازم.
باشد که مقبول افتد!

نویسندگان

مقدار غذا

چهارشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۳۷ ق.ظ

مقدار غذا بر قیاس عادت و نیرومندى غذا خورنده است. شخص تندرست باید آن‏قدر بخورد که احساس سنگینى نکند و اندام‏ هاى سرازیرى ‏اش کشیده نشوند، باد نکند و شکمش به قرقر نیفتد و غذا از پائین ببالا نیاید و دلش بهم نخورد و به اشتهاى سگى دچار نشود، اشتهایش بند نیاید، کند ذهن نگردد و به بى‏ خوابى دچار نشود.

هر غذائى که طعمش دیر احساس شد بد و هر قدر دیر چش ‏تر باشد بدتر است. اگر بر اثر غذا نبض به درشتى بزند و نفس کوتاه بیرون آید باید دانست که غذا از حد اعتدال پا فراتر نهاده است، زیرا اگر معده بیشتر از حالت لازم انباشته شود مزاحم حجاب حاجز مى‏ شود و در نتیجه تنفس کوتاه و پى‏ درپى مى‏ آید. بر اثر این بى‏ نظمى تنفس، نیاز قلب به نبض بیشتر مى‏ شود و از آنجا نبض درشت مى ‏زند و نیرو کاهش مى ‏یابد.

اگر گرمى بدن کسى بر اثر غذا شدت یابد نباید غذاى مورد نیاز خود را یکباره فرو دهد بلکه کم‏ کم و به تدریج غذا بخورد تا اگر شکم پر از خوراک شد عوارضى مانند تب ‏لرز و بعد از آن تب گرمى مانند تب روزانه ناشى از خوراک گرم در او ایجاد نشود.

کسى که نمى ‏تواند غذاى مورد احتیاج خود را در یک وعده هضم کند، باید دفعات غذا خوردن را افزایش و مقدار غذا را کاهش دهد.

غذاى اشخاص سودائى‏ مزاج باید بسیار نم بخش و کمتر گرمى ‏زا باشد.

غذاى صفرائى‏ مزاجان باید نم‏ بخش و خنک ‏کننده باشد.

کسى که خونش گرم مزاج است نیازمند خوراک‏ هاى سرد و کم تغذیه است.

کسى که خونش بلغمى است باید خوراکش اندک، گرم و لطیف باشد.

براى پس ‏وپیش افتادن و درجه ‏بندى خوراک‏ها دستوراتى هست که هرکس بهداشت را رعایت مى‏ کند باید آنها را بکار بندد:

1- کسى که غذاى سخت و دیرهضم مى‏ خورد، نباید بدنبال آن غذاى زودهضم و رقیق بخورد، زیرا این غذاى رقیق دنباله‏ رو، پیش از غذاى قبلى خود هضم مى‏ شود. غذاى‏دیر هضم بالانشین مى‏ شود و راه داخل شدن بر آن بسته مى ‏شود و متعفن مى‏ گردد و تباه مى‏ شود و هرچه با او بیامیزد به تباهى مى‏ گراید، مگر در حالتى که بعدا ذکر خواهیم کرد.

2- همچنین شایسته نیست که وقتى انسان ابتدا خوراک لغزنده ‏اى مى‏ خورد که زود هضم مى‏ شود بلافاصله غذاى نیرومند و سختى را با آن همراه سازد، زیرا غذاى سخت با آن در معده مى‏ لغزد و نصیب خود را از هضم دریافت نمى‏ کند. شایسته نیست که غذاهائى مانند ماهى و غذاى مشابه آن را بعد از ورزش خسته‏ کننده تناول کنیم، زیرا این غذا تباه مى‏شود و خلطها را تباه مى ‏گرداند.

3- براى کسانى که معده سست دارند و غذا را قبل از هضم بیرون مى دهند، رواست که قبل از غذاى عادى، غذاى گیرنده‏ اى بخورند.

4- از کیفیت و وضع معده همواره باید مراقبت کرد. معده برخى اشخاص غذاى لطیف و زودهضم را تباه مى‏ گرداند و غذاى سخت و دیرهضم را هضم مى‏ کند. چنین کسانى را اشخاص داراى معده آتشین مى‏ نامند. در عده دیگرى وضع معده درست برعکس حالت معده آتشین است.

5- خوگرفتن به نوع غذا نیز اهمیت دارد. همچنین هر سرزمینى ویژگى ‏هائى از طبائع و مزاج‏ها را دارد که خارج از دستور مقیاس تعیین شده است. این نکته را نباید فراموش کرد که باید بررسى‏ هائى درباره سنجش‏ ها، پژوهش‏ ها و آزمایش ‏ها بکنى و آنها را مقیاس قرار دهى.

شاید غذائى که به آن عادت شده است و تا اندازه‏ اى زیان هائى هم دربردارد بیشتر از غذاى نشناخته مفید باشد. براى هر جسمى و هر مزاجى غذاى ویژه ‏اى ملایم است و اگر آن را تغییر دهیم دچار زیان مى‏ گردد. برخى از خوراک‏ هاى خوب و مطلوب براى بعضى از مردم مناسب نیست و باید از آن دورى جویند. کسانى که از غذاهاى نامطلوب لذت مى‏ برند نباید خود را فریب دهند زیرا این غذاها بمرور ایام خلط هاى ناپسند و بیمارکننده و کشنده مى ‏گردند.

کسى که در بدنش خلط هاى بد وجود داشته باشد رواست که غذاهاى خوب زیاد بخورد، بویژه اگر چنین کسى بر اثر ناتوانى نتواند حالت اسهال را تحمل کند. کسى که بدنش متخلخل‏(نامتراکم)است و بزودى به تحلیل مى‏ رود، باید غذاهاى تر و زودهضم بخورد، با اینکه تن‏هاى متخلخل تحمل غذاهاى غلیظ و مختلف را بیشتر دارند و از آسیب عوامل درونى مصون هستند و غالبا از عوامل خارجى زیان مى‏ بینند.

کسى که زیاد گوشت مى‏ خورد و در آسایش مى‏ زید باید خود را به رگ زدن عادت دهد.

اگر مزاج چنین شخصى سردى‏ گراست باید مواد گوارش ‏دهنده (جوارشات) و انواع هلیله ‏ها (اطریفلات) را استعمال کند. براى چنین کسى هرچه معده و روده‏ ها و رگ‏ هاى نزدیک به آنها را پالایش مى‏ دهد مطلوب است. گرد هم آمدن غذاهاى گوناگون در معده بسیار بد است، بویژه اگر مدت غذا خوردن طولانى باشد و غذائى که در تعقیب غذاى اول مى‏ آید قبل از شروع به هضم آن به معده برسد، در این صورت غذاها از حیث هضم هماهنگ نخواهند بود.

این نکته را باید بدانى که بهترین نوع غذاهاى مطلوب غذائى است که شخص از آن بسیار لذت مى ‏برد، زیرا لذت‏ بخشى خوراک باین معنى است که معده آن را بخوبى دربرگرفته است و نیروى گیرنده آن را بخوبى پذیرفته است. لیکن غذاى لذیذ در شرایطى خوب است که اندام ‏هاى اصلى همه سالم و نیکو مزاج باشند وگرنه لذت بردن دلیل بر خوبى نمى ‏شود.

مثلا اگر مزاج ‏ها همه بر وفق مراد نباشند و یا مزاج اندام ‏ها مخالف هم باشند و کبد با معده اختلاف مزاجى غیر طبیعى داشته باشد، لذت‏ بخشى خوراک مقیاس خوبى آن نیست. گذشته از این، غذائى که بسیار لذت ‏بخش باشد وقتى بمقدار زیاد تناول شود زیان‏ آور خواهد بود.

 

  • سعید !!!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی