طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

مشخصات بلاگ

در عصر حاضر سه مکتب طبی به طور عمده نفس می کشند:
طب قدیم!
طب جدید!
طب تلفیقی!
اکثر مطالبی که به اسم طب سنتی و طب قدیم در جامعه تبیین می شود در واقع طب تلفیقی هست!!!
اما بنده در اینجا فقط و فقط قصد دارم به ترویج طب قدیم که پایه ای وحیانی دارد بپردازم.
باشد که مقبول افتد!

نویسندگان

جایگزین شیر مادر و شرایط دایه

پنجشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۲۶ ب.ظ

باسلام لازم دیدم این نکته رو به عرض برسونم که به نظر بنده مطلب زیر هم برای کسانیکه باردار شدند وهم برای کسانیکه قصد باردار شدن رو دارند مفید هست به امید خدا. با دقت مطالعه شود و کلماتی که نامفهوم هست در لغت نامه ها جست و جو شود و اگر پیدا نشد از طریق وبلاگ پرسیده شود.

متن:

در مواقعى که شیر مادر ناتوان و یا تباه مى ‏شود و یا در مواردى که نوزاد بر اثر خوردن شیر مادر لاغرتر مى ‏گردد، چه کسى باید به نوزاد شیر دهد؟- براى این کار باید زن شیر دهى را براى شیرخوار برگزید که از حیث عمر، هیات و شکل، اخلاق، ریخت و هیات پستان، کیفیت شیر، مدت زمانى که این شیردهنده زائیده است و جنس نوزاد وى شرایطى داشته باشد که به آن‏ها اشاره مى ‏کنیم:

عمر زن شیرده: اگر عمر زن شیرده بین بیست و پنج تا سى و پنج سال باشد بسیار مناسب است، زیرا این مرحله عمر دوره جوانى و تندرستى و به کمال رسیدن است.

هیئت و شکل زن شیرده: زن شیرده باید داراى رنگ زیبا، گردن ستبر، سینه پهن و عضله ‏اى، گوشت سفت باشد. و از حیث فربهى و لاغرى داراى تناسب اندام و گوشتالو- نه پیه ‏آلود- باشد.

خلقیات زن شیرده: زن شیرده باید خوش‏خلق، خوشخو و خوشروى باشد، در برابر کنش‏هاى بد روانى از قبیل خشم، اندوه، ترس و حالات مشابه آن زود واکنش نشان ندهد.

تاثیرپذیرى سریع از این حالات مزاج را تباه مى ‏گرداند، این تباهى مزاج ممکن است به شیرخوار سرایت کند. ازاین ‏رو است که پیامبر خدا- سلام و درود بر او باد- فرمود:«دیوانه را دایگى نشاید!»، گذشته از آن، زنى که بدکردار باشد اعتناى لازم را به بچه نمى ‏کند و کمتر به او مى ‏پردازد.

ریخت و هیات پستان: پستان باید پرگوشت و بزرگ- نه خیلى بزرگ- و در عین بزرگى بدون فروهشتگى باشد و از حیث سفتى و نرمى متناسب باشد. شیرى که از چنین پستانى مى‏آید، از حیث شکل و اندازه معتدل است، به سفیدى مى‏ زند، تغییر رنگ نمى ‏دهد و به سبزى و زردى و سرخى نمى ‏زند، داراى بوى خوش است، عفونت و سستى در آن نیست، به شیرینى مى ‏زند و از آن تلخى و شورى و ترشى حس نمى ‏شود. چنین شیرى از حیث مقدار باید کافى باشد و اجزایش همانند هم باشند یعنى نه آبکى روان باشد و نه زیاد غلیظ و متراکم و پنیر مانند و نباید کف داشته باشد. شیر را باید بوسیله ناخن آزمود، یعنى قطره‏اى از آن را بر روى ناخن چکاند، چنانچه جارى بود معلوم مى ‏شود که آبکى و رقیق است و اگر از روى ناخن نریخت غلیظ مى ‏باشد.

شیر را علاوه بر وسیله ناخن بوسیله شیشه نیز مى‏توان آزمایش کرد باین ترتیب که:

شیر را در شیشه مى‏ ریزیم، اندکى مر (مرمکى) به آن مى ‏افزائیم و با انگشت تکان مى ‏دهیم.

آنگاه مقدارى ماده پنیرى و ماده آبکى نمایان مى‏ گردد. اگر دو بخش پنیرى و آبکى برابر بودند معلوم مى ‏شود شیر مطلوب است.

اگر دایه واجد شرایط مناسب مذکور باشد، نوع غذاى وى باید از گندم، خندریس (شراب کهنه یا گندم کهنه)، گوشت بره و بزغاله، گوشت ماهى که سخت و گندیده نباشد تشکیل شود. کاهو براى وى بسیار مطلوب است و بادام و فندق هم بد نیستند. غذاهائى که براى دایه نامطلوبند عبارتند از ترتیزک، ریحان کوهى (بادروج) و خردل. نعناع نیز در عداد این غذاهاست.

اگر دایه واجد شرایط نباشد و شیر وى با مزاج طفل ناسازگار باشد و در عین حال نتوانیم از شیرش بى ‏نیاز باشیم، باید در طرز خورانیدن شیر و در معالجه شیردهنده تدبیر کنیم: اگر شیر غلیظ و بدبو باشد، باید آن را دوشید و در مقابل هوا گذاشت و بعدا بطفل داد.

اگر شیر بسیار گرم بود هرگز نباید در ناشتا بطفل داده شود.

معالجه دایه: اگر شیر دایه غلیظ باشد، دایه باید اسکنجبین مخلوط با ادویه که با لطیف کننده‏هائى (چاشنى) مانند پونه، زوفا، پونه کوهى (حاشا) و مرزه کوهى پخته شده است بنوشد، ترنج و مرکبات دیگرى را تناول کند و همراه غذایش کمى ترب بخورد، بوسیله اسکنجبین گرم قى کند و ورزشى باعتدال انجام دهد. اگر دایه گرم مزاج باشد اسکنجبین را همراه شراب رقیق و یا شراب رقیق را بعد از اسکنجبین بخورد. اگر شیر دایه گرایش به رقت داشته باشد، دایه باید استراحت کند، از ورزش دورى جوید و چیزهائى بخورد که خون وى را غلیظ گرداند، و اگر مانعى در بین نباشد شیره تند انگور (دوشاب انگور) بخورد و زیاد بخوابد. در صورتى که شیر وى کم باشد باید تعیین کرد که داراى سوء مزاج عمومى است و یا اینکه سوء مزاج فقط در پستان است. از علائمى که در بحث‏هاى گذشته ذکر کردیم مى ‏توان تشخیص داد که کدام یکى است. باید پستان را با دست مالید. اگر در آن، حرارت حس شود باید عصاره جو و اسفناج و مشابه آن را به دایه خورانید و اگر علامت سردى مشاهده شد یا نشانه بند آمدن مجارى و یا ناتوانى نیروى جذب احساس شد باید خوراک لطیف و گرم بوى داد و زیر دو پستان او را فصد (رگ‏زنى) کرد ولى نه بشدت.

در این حالت خوردن تخم هویج و خود هویج نیز بسیار مفید است. اگر علت نقص شیر از کم خوراکى باشد، دایه باید سوپ جو و سپوس و بنشن بخورد و در داخل سوپ ریشه و تخم رازیانه، شب و شونیز وجود داشته باشد.

گفته ‏اند که خوردن پستان گوسفند و بز- از آنجا که این عضو شیردهنده است- بسیار مفید است. و نیز گفته ‏اند که مقدار یک درهم موریانه یا خراتین (کرم سرخ زیر خاک) را خشک کرده‏ اند و چند روز در عصاره جو ریخته ‏اند و خورده‏ اند و این ماده براى تزاید شیر مفید بوده است. همچنین اگر سر ماهى نمک زده را در آب شبت بجوشانند و بخورند شیر پستان زیاد مى ‏شود. همینطور جهت زیاد شدن شیر چنانچه یک اوقیه گوشت گاو را با کمى شراب خالص بجوشانند و یا اگر آرد کنجد را با شراب مخلوط و بعد آن را صاف کنند و بخورند مفید است. اگر سنبل رومى را بجوشانیم و تفاله آن را با زیت و شیر ماچه خر بیامیزیم و بصورت ضماد بر پستان بنهیم، شیر پستان زیاد مى‏ شود. یا اینکه اگر یک اوقیه بادمجان آب‏پز را در شراب خمیر سازیم و خوب بهم بزنیم و به دایه بخورانیم شیرش زیاد مى ‏گردد.

یا اینکه اگر سپوس و ترب را در شراب به‏پزند و بخورند باز همین منظور حاصل مى‏ شود.

همچنین اگر سه اوقیه تخم شبت، یک اوقیه تخم حند قوق (نوعى شبدر)، یک اوقیه تخم‏گندنا، دو اوقیه خرماى نارس و دو اوقیه شنبلیله را با افشره رازیانه و انگبین و روغن مخلوط کنند و به دایه بخورانند شیر وى فزونى مى ‏یابد.

اگر مقدار شیر زیاد باشد و بسبب همین زیادى در پستان جمع و متوقف گردد و غلیظ و تباه و سرانجام موجب آزار شود، مى‏ توان آن را بچند طریق معالجه کرد:

1- غذاى دایه را باید کم‏تر کرد و چیزهائى براى خوردن بوى داد که غذایش را کم کند.

2- سینه و تن وى را باید با سرکه و زیره اندود، یا سرکه و گل آزاد را بعنوان ضماد بدن استعمال کرد.

3- یا اینکه عدس را در سرکه پخت و ضماد سینه و بدن کرد و به دایه آب‏شور نوشانید. خوردن نعناع بمقدار زیاد و بدفعات مکرر شیر پستان را زیاد مى ‏کند.

شیرى که بدبوست، چاره ‏اش خوردن خوراک‏ هاى خوش‏بو است.

فاصله زایمان دایه تا موقع شیردهى: فاصله زائیدن دایه تا روزى که به بچه شیر مى‏ دهد نباید بسیار نزدیک و یا بسیار دور باشد. فاصله یک ماه و نیم تا دو ماه فاصله مطلوبى است. بچه ‏اى که خود دایه بدنیا آورده است باید نرینه باشد. مدت باردارى دایه باید طبیعى بوده باشد. دایه نباید سقط جنین کرده باشد و عادت به سقط جنین نیز نداشته باشد، به ورزش معتدل بپردازد، غذاهائى که کیموس خوب دارند بخورد و بهیچ وجه جماع نکند. اگر زن شیردهنده جماع کند خون حیضش مى ‏جنبد و شیر وى مى‏ گندد و مقدارش کم مى ‏شود و ممکن است که تغییر یابد و در این حالت بهر دو بچه یعنى جنین خودش و بچه ‏اى که شیر دایه مى ‏خورد زیان فراوان مى ‏رسد، چه بچه شیرخوار بجاى شیر لطیف، شیرى مى‏ خورد که در آن غذاى جنین وجود دارد و چون شیرخوار غذاى او را مى ‏خورد روزى جنین از مقدار کفایت وى کمتر مى ‏شود و به جنین زیان مى ‏رسد.

در هر وعده شیر دادن، بویژه در وعده اول، باید مقدارى از شیر را بیرون ریخت و آن را با دست معاینه کرد که مبادا در موقع مکیدن تند اندام‏ هاى گلو و سرخ ناى آسیب ببیند.

اگر قبل از هر وعده شیر دادن یک قاشق عسل به بچه بلیسانند مطلوبست. شیر را نباید به یک‏بار به بچه داد، بهتر آن است که طفل را کم ‏کم و با فواصل پیاپى از شیر سیر کرد، چه اگر بچه یکدفعه سیر گردد و مهلتى نداشته باشد، ممکن است براى وى حالت کشیدگى (تمدد) و باد کردکى و بادهاى زیاد و سفیدى ادرار روى آورد. هرگاه چنین حالتى ایجاد شد باید از شیر دادن باز ماند و بچه را زیاد گرسنه کرد و او را خواباند تا شیر را هضم کند. بهترین موقع تغذیه طفل وقتى است که بدن او را با زیت(روغن زیتون) بیندایند و او را شست‏ وشو دهند و بعد بوى غذا دهند.

وقتى بچه را از شیر بازداشتند، غذایش باید با شوربا (سوپ) و گوشتهاى سبک شروع شود. از شیر بازداشتن بچه باید بطور تدریجى- و نه آنى- صورت گیرد. باید بچه را با قرص‏ هائى که از نان و شکر ساخته شده است مشغول کرد تا پستان را فراموش کند. اگر طفل در طلب پستان پافشارى کرد و بر سر شیر بناى لج کردن گذاشت و بگریه افتاد، چاره آن است که درهمى از مر و درهمى از پونه را کوبید و بهم آمیخت و پستان را بدان اندود.

بطور کلى مى‏ گوئیم: رطوبت براى بدن بچه براى اینکه با مزاجش هم‏آهنگ باشد لازم است.

بچه در کار تغذیه و براى نشو و نما کردن به رطوبت و در رشد و نموش به ورزش زیاد و در حد اعتدال نیازمند است، گوئى این دستور طبیعت است و طبیعت آن را واجب شمرده است.

بویژه اطفالى که از بچگى به سوى خردسالى انتقال مى ‏یابند در برخاستن و حرکت کردن نباید حرکات سخت و دشوار انجام دهند.

بچه را تا وقتى که خود بطور طبیعى یاراى نشستن و راه رفتن ندارد، نباید بزور باین کارها وادار کرد، زیرا ممکن است به پشت و ساق هایش آسیبى برسد. در نخستین مراحلى که طفل به نشستن و یا خزیدن بر روى زمین شروع مى‏ کند، باید زیراندازش نرم باشد تا از زبرى زمین خراش برندارد. باید چوب و کارد و هر چیزى که آزار مى‏ رساند و یا مى‏ برد از مسیر راهش جمع شود و نگذارند که طفل از جاهاى بلند پرت شود. وقتى دندان‏هاى نیش طفل سر برمى‏ آورند نباید چیز سخت را بجود تا ماده ‏اى که نیش از آن تکوین مى ‏یابد از بین نرود. اگر در موقع سر برزدن دندان‏ هاى نیش محل دندان را با مغز خرگوش و پیه مرغ بمالند خوب است و دندان آسان تر سر برمى ‏زند. وقتى محل سر برزدن دندان بسته شد، سروگردن بچه را با زیت عسل ‏آلود که در آب گرم آمیخته است مى‏ آلایند و قطره‏ هاى زیت در گوشش مى‏ چکانند. اگر دندان‏ هاى طفل بحدى رسید که وى هوس کرد گاز بگیرد و هوس گاز گرفتن انگشت خود را داشت بهتر آن است که در این موقع او را واداشت ریشه مهک (سوس) که هنوز خشک نشده است و یا رب مهک را به دهان ببرد. رب مهلک براى جلوگیرى از زخم و درد لثه مفید است. باید دهان بچه را با نمک و انگبین مالش (ماساژ) داد تا بدرد نیاید. اگر دندان‏ ها استحکام یافتند بهتر است رب مهک یا ریشه آنکه زیاد خشک نشده باشد در دهانش باشد. در موقع رستن دندان‏هاى نیش بد نیست که گردن وى را با روغن رقیق یا زیت رقیق اندوده کنند. وقتى طفل شروع به تکلم مى‏ کند، از ماساژ بیخ دندان‏ هاى وى نباید غفلت ورزید.

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی