طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

طبابت

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم ///// به دو عالم ندهم لذت بیماری را

مشخصات بلاگ

در عصر حاضر سه مکتب طبی به طور عمده نفس می کشند:
طب قدیم!
طب جدید!
طب تلفیقی!
اکثر مطالبی که به اسم طب سنتی و طب قدیم در جامعه تبیین می شود در واقع طب تلفیقی هست!!!
اما بنده در اینجا فقط و فقط قصد دارم به ترویج طب قدیم که پایه ای وحیانی دارد بپردازم.
باشد که مقبول افتد!

نویسندگان

آداب و شرایط و اخلاق مریضِ متعالَج‏

دوشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۴، ۰۹:۲۴ ب.ظ

باسلام مطلب زیر نوشته ی مرحوم عقیلی خراسانی (رحمه الله علیه) درباره ی اخلاق مریض هست و مدل تعامل با طبیب.

خواندن این مطلب برای هرکسی که به طبیب مراجعه میکند ، خالی از لطف نیست.

بدان که از جمله آداب و شرایط و اخلاق او، این پنج امر است:

اوّل‏: آن که باید طلب نماید و اختیار کند طبیبى را که متّصف و متخلّق به اوصاف و اخلاق مذکوره- کلًّا أو بعضاً- باشد و اعتقاد بدان داشته باشد. و اگر چنین کسى در بلاد او یافت نشود که عالم و عامل هر دو باشد، ناچار اختیار نماید طبیبى را که عالم باشد؛ گو در عمل قاصر و یا تارک بود؛ زیرا که بر عاملِ بى‏ علم چندان اعتمادى نیست. و «عالم دیده و دانسته»، در همه وقت و حال و مرض، ادویه مضرّ و سَمّیه بالفعل و یا بالقوّة و المآل و ادویه مجهوله استعمال نخواهد نمود.

و عند الضرورة و لا بد اگر به مرض خاصّ، دواى سمّى را استعمال نماید، البتّه با مصلحات و بعض تریاقات آن به مقدار لایق خواهد نمود و بالفرض اگر اندک ضررى نماید، تدارک آن را مى ‏تواند نمود؛ به خلاف «عامل جاهل» که نه از مصلحات و نه تریاقات و نه مقادیر شربات و نه مواضع استعمالات آن‏ها مطّلع است؛ بلکه نفع و فایده بالفعلِ عاجلِ بعضى را دیده و از ضرر و إهلاک بالقوّة آجل و بالمآلِ آن غافل [است و] در هر جا و هر مرض و هر شخص استعمال خواهد نمود و هم چنین سایر ادویه مجهوله مسموعه و در کتب دیده.

دوم‏: آن که چون رجوع به طبیبى آورد، باید که خود را بالتّمام بدو سپارد و بالکلّ دست از اراده و اختیار و خواهش خود بردارد و آن چه او گوید به عمل آورد و آنچه کند قبول نماید و چون و چرا نگوید.

سوم‏: آن که باید که بداند و معتقد آن باشد که بهتر از او طبیبى نیست و احیاناً اگر مرض او در بین معالجه اشتداد یابد و یا به طول انجامد، منضجر و متردّد الخاطر نگردد که رجوع به طبیب دیگر آورد. و هم چنین خود را تخته مشق اطبّاء و مجرّبین نسازد؛ زیرا که بعضى امراض است که در ابتداء، اعراض آن‏ها ساکن مى ‏باشد؛ مانند حمَّیات صفراویه و دمویه و اورام، که در زمان تزاید و نوایب و بحرانات و هنگام نضج و تقرّح اشتداد مى‏ یابند و تا موادّ آن‏ها مندفع نگردند به اسهال و فصد و انفجار مثلًا تسکین آن‏ها ممکن نیست. و بعضى امراض، زمان انقضاى آن‏ها طولانى است؛ مانند امراض بلغمیه و سوداویه که به زمان اندک ممکن نیست که اصلاح یابند.

چهارم‏: آن که با طبیب به حسن خلق و ادب و حرمت و ملایمتْ تکلّم و معاشرت نماید و با او خشونت و سخن رکیک نگوید. و اگر از او منقطع گردد و به طبیب دیگر رجوع آورد، او را تشنیع و مذمّت ننماید و هر چند او بر خطا و غلط و سوءِ تدبیر بوده و رأى صایب نداشته.

پنجم‏: آن که اگر براى طبیبِ معالج خود تحفه [یى‏] و هدیه [یى‏] آورد، باید که موافق و لایق او آورد و آن هدیه را حقیر شمارد و وقرى و عظمى بر آن قرار ندهد. و اگر قبول نماید، بر او منّت نگذارد و سرزنش نکند و مایه تفاخر و تکبّر خود و مذلّت و حقارت او نسازد؛ بلکه بر خود منّت نهد که او قبول نمود و دست رد بر او نگذاشت؛ زیرا که او محنت کشیده و تشویش نموده و کسى که معالج کسى است، او مى ‏داند که بر او چه مى ‏گذرد نه دیگرى؛ بالجملة، مادام که [بیمار] او مریض است، گویا خودِ [طبیب‏] مریض است؛ خصوص در امراض صعبه شدیده حادّه و واسطه صحّت و تندرستى او شده و او را از قید و بند امراض و أعلال رهائى داده؛ خصوص که متموّل و توانگر باشد و طبیب به سبب توجّه و تَوَغّلُ در تحصیل علم و عمل و معالجه، از اشتغال به کسب و تحصیل معیشت خود و عیال خود بازمانده و تنگ دست باشد؛ زیرا که از یک کس دو کار نمى ‏آید. و دیگر آن که با صحّت و تن درستى، هیچ چیز برابرى نمى‏ کند؛ چنان چه گفته ‏اند:

چرا نالد کسى از تنگدستى؟                                                         که گنج بى قیاس است تندرستى!

و بعدِ صحّت و شفا، همیشه تعظیم و حرمت او را در مجالس و محافل مرعى دارد و او را نرنجاند؛ چنان چه گفته ‏اند: چو بِه گشتى، طبیب از خود میازار                                                      چراغ از بهر تاریکى نگهدار!


 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی